العلامة المجلسي
22
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
ونيز براي آنكه بتوانند تا حدّ ممكن مجال تبليغاتى پيدا كند واز اين رهگذر عقائد شيعه را در ميان مردم رواج دهند - از باب « النّاس على دين ملوكهم » - هر حاكم وسلطاني را كه با ظاهر تشيّع واحكام اسلام بيشتر سروكار داشته واز دستورات علما پيروى ومتابعت مىنموده مىستودند ، امّا در كنار آن ستايشها آنها را در أموري كه منافاة با شرع مقدّس نداشته كمك كرده واز آنچه كه با دين مبين اسلام مخالفت داشته برحذر مىداشتند . « 1 »
--> - علماى ملّت كه عبارت از قضات ومجتهدين است ، هميشه مرجع رعاياى بي دست وپا وحامى فقرا وضعفاى بيچارهاند . أعاظم اين طايفه به حدّى محترمند كه از سلاطين كمتر بيم دارند وهر وقت مخالف شريعت وعدالت حادث شود خلق رجوع به ايشان واحكام ايشان كنند واحكام عموما جارى است . » وى حتّى دربارهء نفوذ احكام ايشان در دربار واحترام ايشان در برابر پادشاهان مىنويسد : « پادشاه را يارى آن نيست كه ردّ احكام ايشان كند خانهء ايشان پناهگاه مظلومان است وبعضي أوقات شهري را به واسطهء وجود شخصي از اين طايفه بخشيده ومعاف داشتهاند . » ( تاريخ إيران 2 / 551 ) ادوارد پولاك نيز در اين رابطه مىگويد : « ملاها در بين محرومين وفرودستان طرفداران بسيارى دارند ، امّا دولتيان از ملّاها مىترسند ؛ زيرا مىتوانند قيام بر پا كنند . به هر روى اين را نمىتوان منكر شد كه ترس از آنها وسيلهاى است كه استبداد وظلمگويان را به اندازهاى محدود وتعديل مىكند . » ( سفرنامه پولاك / 225 ) ( 1 ) . يكى از اقدامات مهم « علّامه مجلسي » پس از روى كار آمدن شاه سلطان حسين اقدام أو وساير علما براي احياى سنت امر به معروف ونهى از منكر براي جامعه فاسد شده وبه ويژه درباريان است كه از جملهء اين تلاشها مىتوان از اين چند كار نام برد : 1 ) صاحب كتاب « ريحانة الأدب » از « سيد نعمت اللّه جزايرى » شاگرد علّامه نقل مىكند كه : « روزى [ علّامه مجلسي ] مسموعش افتاد كه جماعتى از كفار هند در پنهانى بتي كه در آن بلده [ است را ] مىپرستند ، پس حكم شرعي به شكستن آن بت صادر وسعى وتلاش كفار نيز مؤثر نيفتاد وهرچه از أموال عظيمه تقديم دربار همايونى [ شاه سليمان ] نمودند كه بلكه وسيله آن داهيه را از معبود خودشان دفع كرده باشند سودى نبخشيد وحسب الحكم آن عالم ربّانى آن بت را شكستند . » ( ريحانة الأدب 3 / 458 ) 2 ) . نقل كردهاند كه : -